ارتباط وسواس و افسردگی: مشاوره جهت درمان

0 12

رابطه بین اختلال وسواس فکری اجباری (OCD) و افسردگی عمیق و پیچیده است.

به اعتقاد مشاوران روانشناسی بالینی، درک اینکه چرا این دو حالت اغلب همزمان اتفاق می‌افتند – و شاید مهم‌تر از آن، چگونگی فکر کردن به درمان در صورت داشتن هر دوی آنها – ممکن است به شما کمک کند تا سلامت روحی و جسمی بهتری داشته باشید. در این مطلب به بررسی زوایای مختلف این دو بیماری و تاثیری که بر روی هم دارند از زبان روانشناس مشاور افسردگی و وسواس می پردازیم. با نیک داد همراه باشید.

چه ارتباطی بین اختلال وسواس و افسردگی وجود دارد؟

افراد اغلب به طور همزمان مبتلا به وسواس و افسردگی هستند. گزارش ها تخمین می زند که بین 25 تا 50 درصد از مبتلایان به اختلال وسواس؛ افسردگی را نیز تجربه خواهند کرد. بیشتر افراد ابتدا علائم وسواس را تجربه می کنند، اما برای درصد کمی، این دو بیماری همزمان شروع می شوند. به ندرت پیش می آید که علائم افسردگی قبل از وسواس باشد.
به این دلیل، مشاوران روانشناسی اغلب می گویند که افسردگی بخشی از اختلال وسواس است، اما وسواس لزوما بخشی از افسردگی نیست.

آیا افسردگی می تواند باعث وسواس شود؟

اگرچه دقیقاً مشخص نیست که چه چیزی باعث OCD می شود، اما هیچ تحقیقی نشان نمی دهد که افسردگی باعث OCD می شود. بر اساس اطلاعات موسسه ملی سلامت روان، OCD می تواند ناشی از موارد زیر باشد:

  • ژنتیک
  • تفاوت در قشر پیشانی و مناطق زیر قشری مغز
  • ترومای دوران کودکی
  • عفونت استرپتوکوکی

آیا وسواس می تواند باعث افسردگی شود؟

به گفته مشاوران پاسخ کوتاه بله است. از آنجایی که افسردگی اغلب پس از بروز علائم OCD شروع می شود، محققان فکر می کنند مشکلات زندگی با OCD می تواند منجر به علائم افسردگی شود .

افسردگی ممکن است به دلایل زیر ایجاد شود:

  • ماهیت افکار اجباری شما
  • مشکلات ناشی از اعمال اجباری
  • مشکلاتی که OCD در زندگی و روابط شما ایجاد می کند

وسواس و افسردگی

OCD باعث جرقه افکار تکراری، ناخواسته و ناراحت کننده می شود. برای بسیاری از افراد، ماهیت افکار کافی است که باعث شوک، ترس و در نهایت افسردگی شود. در اینجا مثالی از نحوه عملکرد آن را برایتان شرح میدهیم:

یک والدین جدید ممکن است افکار ناگهانی و ناخواسته آسیب رساندن به نوزاد داشته باشند. در بارهنیمی از تمام والدین (پدرها و مادران) دقیقاً مانند این افکار مزاحم دارند.

این افکار می توانند ترسناک باشند و باعث شرمساری شدید شوند، حتی اگر کودک هرگز در خطر واقعی قرار نگیرد. والدینی که متوجه نمی شوند این افکار چقدر رایج هستند، ممکن است احساس کنند مشکلی در آنها وجود دارد.

OCD باعث ایجاد افکار مزاحم مانند اینها و دیگران می شود. همه افکار مزاحم شامل تصاویر خشونت آمیز نیستند، اما بیشتر آنها آزاردهنده یا ناراحت کننده هستند.

با این حال، افکار مزاحم به طور خودکار نشان دهنده افزایش خطر آسیب نیستند. اما اگر افکار همراه با اضطراب، افسردگی و OCD رخ دهند، این خطر ممکن است افزایش یابد.

افکار ناراحت کننده همچنین می توانند در طول زمان منجر به افسردگی شوند زیرا فردی که افکار مزاحم دارد ممکن است کنترل ذهن خود را از دست بدهد که می تواند کاملاً افسرده کننده و ناتوان کننده باشد.

مطالعات از سال 2018 همچنین نشان می دهد که نشخوار فکری (فکر کردن به افکار نگران کننده، افسرده کننده یا منفی بارها و بارها) یک عامل کلیدی در افسردگی و OCD است.

در یک مطالعه 2017 محققان از افراد مبتلا به OCD و افسردگی سوالاتی پرسیدند تا مشخص کنند آیا آنها مستعد افکار مضطرب هستند یا افسرده. محققان دریافتند که داشتن افکار مضطرب و افسرده کننده در افراد مبتلا به این دو اختلال رایج است.

در یک مطالعه بزرگ تر روانشناسان دریافتند که افراد مبتلا به OCD با نشان دادن سه الگوی رایج، علائم افسردگی کمتری را تجربه کردند:

  • فکر می کردند که اقدامات آنها می تواند یک نتیجه را تغییر دهد
  • خود را قادر به انجام آن اقدامات می دانستند
  • فکر می کردند که در یک موقعیت خاص کنترل دارند، بنابراین می توانند اقدامات لازم را انجام دهند

اجبار و افسردگی

در پاسخ به افکار مزاحم، افراد مبتلا به OCD معمولاً اعمال خاصی را با این باور اشتباه انجام می دهند که رفتارهای آنها یا افکار را از بین می برد یا از اتفاق بدی جلوگیری می کند.

این رفتارهای اجباری باید هر بار بی عیب و نقص انجام شوند – استانداردی که رعایت آن سخت است.

متخصص مشاوره افسردگی می گویند این نوع کمال گرایی بی وقفه، مشخصه OCD، نیز یک عامل کلیدی در آن افسردگی است

عملکرد و افسردگی

OCD و افسردگی می توانند بر توانایی شما برای عملکرد سالم تأثیر منفی بگذارند. وسواس بر وضعیت ذهنی شما تأثیر می گذارد. اجبار می تواند در برنامه شما اختلال ایجاد کند.

هنگامی که روابط، زندگی اجتماعی، درمان و عملکرد شما در محل کار یا مدرسه تحت تاثیر قرار می گیرد، ممکن است علائم افسردگی را تجربه کنید.محققین دریافته‌اند که هرچه وسواس‌ها و اجبارها شدیدتر باشند، بر عملکرد روزانه شما تأثیر بیشتری می‌گذارند و علائم افسردگی را بدتر می‌کنند.

در مورد اضطراب چطور؟

اضطراب جزء کلیدی OCD است. افراد مبتلا به OCD ممکن است به دلایل زیادی احساس اضطراب کنند، از جمله:

  • از محتوای افکاری که در آنها نفوذ می کند ناراحت هستند
  • مشتاقند که این افکار دوباره تکرار نشوند
  • تا زمانی که رفتار اجباری انجام ندهند، احساس اضطراب کنند
  • در مورد اینکه آیا این رفتار را به درستی انجام داده اند یا خیر، احساس اضطراب کنید
  • نسبت به آنچه دیگران در مورد آنها فکر می کنند احساس اضطراب می کنند
  • احساس اضطراب در پاسخ به نحوه برخورد دیگران با آنها به دلیل شرایط آنها
  • در مورد سایر اثرات عملی و عاطفی OCD بر زندگی خود مضطرب هستند

اضطراب نیز در میان افراد مبتلا به افسردگی رایج است. اتحاد ملی برای بیماری های روانی تخمین می زند که 60 درصد از افراد مبتلا به اضطراب نیز افسردگی دارند و بالعکس.

تشابهات اختلال وسواس و افسردگی

این دو اختلال در بسیاری از اختلالات مشترک هستند. علائم مشترک شامل:

  • آنها می توانند بر خلق و خو، روابط و توانایی شما برای عملکرد خوب تأثیر بگذارند.
  • هر دو با باورهای منفی در مورد خودتان مرتبط هستند.
  • آنها می توانند الگوهای فکری ایجاد کنند که علائم را بدتر می کند.
  • معمولاً هر دو را می توان با ترکیبی از روان درمانی و دارو بهبود بخشید – به ویژهمهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs).

تفاوت های اختلال وسواس و افسردگی

اگرچه OCD و افسردگی علائم بسیاری مشترک دارند، اما برخی از تمایزات مهم وجود دارد.
  • OCD باعث می شود که شما مجبور به تکرار برخی رفتارها برای کاهش اضطراب شوید، اما افسردگی معمولاً شامل تکرار رفتارهای اجباری مانند خاموش و روشن کردن کلیدهای چراغ نمی شود – اگرچه توجه به این نکته مهم است که افسردگی می تواند با مصرف اجباری الکل و مواد مخدر همراه باشد. ، ورابطه ی جنسی.
  • OCD می تواند باعث افزایش اختلالات تیک شود، اما هیچ تحقیقی وجود ندارد که نشان دهد اختلالات تیک از افسردگی ناشی می شود.
  • افسردگی به عنوان یک اختلال خلقی در “راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم (DSM-5)” طبقه بندی شده است. در نسخه های قدیمی DSM، OCD به عنوان یک اختلال اضطراب طبقه بندی می شد. در DSM-5، OCD از اختلالات اضطرابی و خلقی جدا شده است.

مشاوره افسردگی

اگر احساس میکنید که افسرده هستید و شرایط و علائم مربوط به افسردگی را دارید، حتما به یک متخصص مشاوره افسردگی که درمانگر بالینی می باشد مراجعه کنید. روانشناس مشاور با بررسی علائم و نشانه ها، نوع و شدت افسردگی را تعیین میکند و به روش های مختلف اعم از روان درمانی، دارو درمانی و … سعی در حل این بیماری می نماید.

شما همچنین میتوانید از مقالات مختلف نیک داد جهت آگاهی بیشتر از انواع و نشانه های مختلف افسردگی استفاده کنید و همچنین میتوانید روش هایی که جهت درمان معرفی کردیم را استفاده کنید.

مشاوره وسواس

علاوه بر افسردگی، اختلال وسواس را نیز می توان به کمک روش های روان درمانی و دارو درمانی درمان کرد. اما می بایست حتما تحت نظر متخصص مشاوره وسواس قرار بگیرید تا درمانگر نوع و شدت اختلال وسواس شما رو تشخیص دهد و متناسب با آن روش های درمانی موثر را تجویز کند. در صورتیکه به مشاوره درمان وسواس احتیاج دارید میتوانید از طریق دکمه “رزرو وقت مشاوره” درخواست خود را ثبت کنید. کارشناسان مرکز نیک داد در اسرع وقت با شما تماس میگیرند.
همچنین میتوانید از روش های طبیعی درمان وسواس که در مقالات مختلف در سایت نیک داد وجود دارد استفاده نمایید.

برخی از توصیه های درمانی مشاور افسردگی و وسواس

1. ابتدا روی درمان وسواس کار کنید

مطالعات  نشان می دهد که برای اکثر مردم، بهتر است ابتدا روی درمان علائم OCD کار کنند، زیرا کاهش علائم OCD اغلب افسردگی را بهبود می‌بخشد – اما نه برعکس. درمان افسردگی لزوماً علائم OCD را کاهش نمی دهد.

2. نوع درمان درمان را در نظر بگیرید

مشاور افسردگی بیان میکند که درمان شناختی رفتاری که هدف آن شناسایی و تغییر شکل الگوهای تفکر ناسالم است، به ویژه برای افراد مبتلا به OCD و افسردگی مفید بوده است.

مهم است که نشخوار فکری را به عنوان بخشی از هدف درمان خود قرار دهید، زیرا کاهش این الگوهای فکری ریشه‌دار، می‌تواند به افسردگی کمک کند، زمانی که بهبود علائم OCD را مشاهده کردید.

تحرک بیشتر داشته باشید

هنگامی که افسردگی را تجربه می کنید، داشتن انرژی برای ورزش گاهی غیرممکن به نظر می رسد. اما مطالعات تایید کرده اند که فعالیت بدنی همراه با درمان می تواند علائم OCD و افسردگی را کاهش دهد.

چشم انداز افراد مبتلا به OCD و افسردگی چیست؟

اگرچه OCD و افسردگی را نمی توان “درمان” کرد، بسیاری از افراد مبتلا به علائم OCD و افسردگی به خوبی به درمان پاسخ می دهند. مطالعات نشان می دهد که حدود نیمی از افراد مبتلا به OCD (به ویژه آنهایی که علائم کمتری دارند) به موقع علائم خود را بهبود می بخشند. شایان ذکر است که وقتی علائم OCD بهبود یافت، علائم افسردگی نیز رو بهبودی رفتند.

در یک مطالعه در سال 2013 محققان با مشارکت 591 شرکت‌کننده، علائم OCD را طی 30 سال پیگیری کردند و دریافتند که تقریباً 60 درصد از مبتلایان به OCD رو به بهبودی هستند. برخی از کسانی که در حال بهبودی بودند هیچ درمانی دریافت نکرده بودند.

به طور کلی، چندین عامل به نتایج بهتر برای افراد مبتلا به OCD کمک می کند:

  • شروع زودرس (علائمی که در اوایل یا اواسط کودکی شروع می شود)
  • تشخیص زودهنگام
  • مداخله فشرده با CBT و SSRIs
  • علائم کمتر شدید
  • حمایت خانواده

ابتلا به افسردگی همزمان با OCD می تواند منجر به نتایجی شود که چندان خوب نیستند و ممکن است به این دلیل باشد که افسردگی می تواند اجرای برنامه های درمانی را دشوارتر کند.

درمان های مرسوم برای برخی از افرادی که با این دو اختلال تشخیص داده شده اند، خیلی خوب کار نمی کنند. این امکان وجود دارد که برخی از درمان های جدیدتر، به ویژه تکنیک های تحریک مغز، می تواند در این موارد مفید باشد، اما تحقیقات بیشتری باید انجام شود.

کلام آخر

افسردگی و OCD اغلب دست به دست هم می دهند. بیشتر اوقات، OCD ابتدا شروع می شود و افسردگی بعد از آن شروع می شود، که نشان می دهد زندگی شخص با OCD است که منجر به افسردگی می شود.

اگرچه این دو بیماری روانی می توانند طولانی مدت باشند، اما هر دو قابل درمان هستند. درمان های اصلی این اختلالات مانند دارو درمانی و روان درمانی می توانند تفاوت زیادی در شدت علائم OCD و افسردگی ایجاد کنند.

اگر هم OCD و هم افسردگی را تجربه می کنید، مشاور درمانگر شما احتمالا ابتدا روی درمان علائم OCD تمرکز میکند. هنگامی که این علائم بهتر مدیریت شوند، ممکن است متوجه شوید که افسردگی نیز بهتر می شود.

نیاز به خدمات مشاوره روانشناسی دارید؟

برای رزرو وقت مشاوره، همین الان اقدام کنید! کارشناسان ما در مرکز مشاوره نیک داد در اولین فرصت با شما تماس خواهند گرفت.

رزرو وقت مشاوره روانشناسی
منبع healthline
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.